
در تاریخ غنی و پرفراز و نشیب تبریز، شهر اولینها، رویدادهایی وجود دارند که مسیر فرهنگ و هنر را برای همیشه تغییر دادهاند. اگر ورود اولین پیانو به ایران در دوران قاجار از طریق تبریز را به مثابه کاشتن یک بذر بدانیم، (داستان شگفتانگیز و پرماجرای این ورود تاریخی را به طور کامل در مقاله «داستان ورود اولین پیانو به تبریز: روایتی از موسیقی و تجدد» در سایت پیانو کاپریس بخوانید)؛ پس از کاشته شدن این بذر، تاسیس ارکستر بزرگ رادیو تبریز در سال ۱۳۲۵ شمسی، بیتردید همان رویدادی بود که این بذر را به درختی تنومند و پرثمر تبدیل کرد. این صرفاً تاسیس یک گروه موسیقی نبود؛ بلکه یک انقلاب فرهنگی و اجتماعی بود که برای اولین بار، صدای جادویی و باشکوه سازهایی چون پیانو را از انحصار سالنهای اشرافی خارج کرد و به قلب خانههای تکتک مردم هنرپرور این دیار هدیه داد.
در این مقاله از پیانو کاپریس، میخواهیم شما را به سفری در زمان ببریم. سفری به حال و هوای تبریز در دهه ۱۳۲۰ و بازخوانی یک گزارش خیالی از روزنامه «اخبار تبریز» که این خبر مسرتبخش را به گوش مردم رساند. با ما همراه باشید تا داستان این رویداد بزرگ و نقش محوری پیانو در شکلگیری آن را روایت کنیم.
چهارشنبه، ۱۶ مهرماه ۱۳۲۵
سرویس فرهنگ و هنر- سرانجام پس از ماهها انتظار و تلاش بیوقفه، رویای دیرینه اهالی فرهنگ و هنر تبریز به حقیقت پیوست. دیروز، در مراسمی باشکوه با حضور جمعی از مقامات کشوری و لشکری و نخبگان فرهنگی شهر، ارکستر بزرگ رادیو تبریز به طور رسمی افتتاح و اولین قطعات خود را از طریق امواج رادیو به گوش هزاران شهروند مشتاق رساند. این رویداد بزرگ که به حق میتوان آن را نقطه عطفی در تاریخ هنر این مرز و بوم دانست، نه تنها آغازگر فصلی نو در موسیقی آذربایجان است، بلکه گامی استوار در جهت «ارائه موسیقی صحیح» و «ارتقای سطح سلیقه عمومی» جامعه محسوب میشود.
تا پیش از این، شنیدن نوای دلانگیز سازهای غربی و اجرای قطعات به شیوهای علمی و هماهنگ، تنها در محافل خصوصی و برای عدهای معدود میسر بود. اما به همت اداره رادیو و با گرد هم آمدن برجستهترین نوازندگان و موسیقیدانان شهر تحت رهبری اساتیدی چون استاد اسماعیل دیبا، اکنون هر شهروندی میتواند با پیچاندن ولوم رادیوی خود، مهمان کنسرتی باشکوه در خانه خویش باشد. هدف از تاسیس این ارکستر، ارائه موسیقی فاخر، تنظیمشده و مبتنی بر اصول علمی است تا جایگزین اصوات غیر استاندارد و محفلی گردد و روح جامعه را با هنر اصیل و پالوده، تلطیف نماید.
اما در میان تمام سازهای زهی و بادی که هر یک با نوای خود گوش را مینوازند، حضور یک ساز بیش از همه نگاهها را به خود خیره کرده است: یک دستگاه پیانوی گرند آکوستیک با ابهتی چشمگیر که همچون نگینی در قلب ارکستر میدرخشد. این پیانو که نماد کامل تجدد و پیشرفت در موسیقی جهان است، صرفاً یک ساز همراهیکننده نیست؛ بلکه ستون فقرات هارمونیک و شالوده اصلی تنظیمهای مدرن ارکستر به شمار میرود.
یافتن و خرید پیانویی با این کیفیت و انتقال آن به استودیوی رادیو، خود پروژهای عظیم بود که با دقت و وسواس فراوان به انجام رسید. صدای شفاف، قدرتمند و پرطنین این پیانو آکوستیک، آنچنان با ملودیهای روحنواز آذری درآمیخته که گویی این ساز فرنگی، سالهاست زبان مادری ما را آموخته است. وظیفه خطیر کوک پیانو و نگهداری از آن نیز به متخصصین امر سپرده شده تا همواره بهترین و دقیقترین صدا از این قلب تپنده به گوش مخاطبان برسد. این پیانو، به تنهایی یک ارکستر است و حضورش تضمینکننده ارائه یک موسیقی علمی، هارمونیک و در تراز جهانی است.
از ساعاتی پیش از اولین پخش رسمی، خانوادههای بسیاری در سراسر شهر، گرداگرد رادیوهای خود جمع شده بودند. با پخش اولین نتها، سکوتی سرشار از حیرت و پس از آن، موجی از شادی و غرور، تبریز را فرا گرفت. آقای محمدعلی بازاری، یکی از کسبه بازار در گفتگو با خبرنگار ما گفت: «تا به حال چنین صدای هماهنگ و باشکوهی نشنیده بودم. حس میکنم شهرمان یک قدم به پایتخت نزدیکتر شده است. آن صدای پیانو زیر آهنگهای آذری، مثل یک رویای شیرین بود.» این احساس غرور و امید به آینده، بازتاب عمومی این رویداد بزرگ فرهنگی در میان مردم هنرپرور تبریز است.
برای درک کامل اهمیت تاسیس ارکستر رادیو تبریز، باید آن را در بستر تاریخی بزرگتری مشاهده کرد. این رویداد صرفاً یک ابتکار محلی نبود، بلکه بخشی از یک سیاست کلان فرهنگی بود که در دوران سلطنت محمدرضا شاه پهلوی با جدیت دنبال میشد. در دهه ۱۳۲۰، پس از پایان اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، دولت مرکزی به درستی دریافته بود که وحدت ملی و تحکیم حاکمیت، تنها از مسیر نظامی و سیاسی نمیگذرد، بلکه نیازمند یک پیوند فرهنگی عمیق است.
در این راستا، تاسیس نهادهای فرهنگی مدرن مانند رادیو و ارکسترهای بزرگ در مراکز استانهای استراتژیک مانند تبریز، یک اولویت ملی بود. این حرکت از دو جهت اهمیت داشت:
نمایش قدرت نرم و پیشرفت: با حمایت از تاسیس ارکستری که میتوانست موسیقی فاخر و علمی تولید کند، حکومت پهلوی چهرهای مدرن و پیشرو از ایران به نمایش میگذاشت. حضور پیانو به عنوان قلب تپنده این ارکستر، نمادی از همین اراده برای همگامی با هنر روز دنیا بود.
ایجاد یک صدای فرهنگی واحد: رادیو به عنوان یک رسانه فراگیر، بهترین ابزار برای ترویج زبان و فرهنگ مشترک بود. ارکستر رادیو تبریز با تنظیم علمی و پخش قطعات زیبای آذری در سراسر کشور، نه تنها به غنای موسیقی ملی کمک میکرد، بلکه حس تعلق فرهنگی مردمان این خطه به کل ایران را نیز تقویت مینمود.
بنابراین، تاسیس ارکستر رادیو تبریز را میتوان محصول یک همافزایی هوشمندانه دانست: از یک سو، شور و استعداد بینظیر هنرمندان و اهالی فرهنگپرور تبریز و از سوی دیگر، حمایت و اراده دولت مرکزی برای مدرنیزاسیون فرهنگی کشور. این رویداد، تجلی این واقعیت بود که تبریز نه تنها در تاریخ گذشته، بلکه در مسیر ساختن آینده مدرن ایران نیز همواره نقشی پیشگام و تعیینکننده داشته است.
داستان ارکستر رادیو تبریز، داستان «نظم»، «ساختار» و «ارائه یک صدای واحد و صحیح» بود. این یک حرکت حسابشده برای مدرن کردن موسیقی و ارائه آن در یک قالب شکوهمند و قابل فهم برای همه بود. پیانو در این ساختار، نقش لنگر هارمونی، پایبندی به اصول و ارائه یک صدای شفاف و کلاسیک را بر عهده داشت.
اما تاریخ همیشه پر از روایتهای موازی و شگفتانگیز است. درست در همان دهههایی که این ارکستر در تبریز در حال تثبیت یک صدای استاندارد بود، در آن سوی ارس و در باکو، یک نابغه جوان به نام واگیف مصطفیزاده در حال انجام کاری کاملاً معکوس بود. (برای آنکه به عمق دنیای این هنرمند بیبدیل سفر کنید و با جزئیات زندگی و سبک منحصربهفرد او آشنا شوید، شما را به خواندن مقاله جامع «واگیف مصطفیزاده: نابغهای که جاز-موغام را به دنیا هدیه داد» دعوت میکنیم.) او به جای ساختار، به دنبال ساختارشکنی بود؛ به جای ارائه یک صدای واحد، به دنبال کشف صداهای بیشمار در لحظه بود.
در اینجا میتوان به یک تحلیل جذاب رسید: این حرکت بزرگ فرهنگی در تبریز، میتواند پیش زمینه سبک جدیدی از آن سوی مرزها به نام جاز موغام توسط واقف مصطفی زاده باشد. چگونه؟
واقف برای خلق جاز-موغام، نیاز به دو پیشفرض داشت: ۱. تسلط کامل بر موسیقی موغام آذربایجان. ۲. درک عمیق از هارمونی غربی و تکنیکهای پیانو.
نهادینه شدن پیانو و موسیقی هارمونیک در جامعه آذربایجان توسط حرکتهایی مانند تاسیس ارکستر رادیو تبریز، باعث شد که نسل جدید نوازندگان با این مفاهیم بزرگ شوند. این ارکستر و نهادهای مشابه، زبان «موسیقی غربی» را در کنار زبان مادری (موغام) به جامعه آموختند. واقف مصطفیزاده، همان کسی بود که با تسلط بر هر دو زبان، تصمیم گرفت با آنها «شعر» بگوید. او ساختاری را که امثال ارکستر تبریز بنا کرده بودند، گرفت و با روح بداههپرداز جاز، آن را به یک بنای جدید و شخصی تبدیل کرد.
به بیانی دیگر، ارکستر رادیو تبریز «دستور زبان» را نوشت و واقف مصطفیزاده با همان دستور زبان، یک «شاهکار ادبی» خلق کرد.
امروز، دههها از آن روزهای پرشور میگذرد. پیانو دیگر سازی عجیب یا صرفاً متعلق به یک ارکستر بزرگ نیست. به لطف همان همگانی شدن و افزایش آگاهی فرهنگی، این ساز زیبا به خانههای ما راه یافته و به همدم لحظات شادی و غم بسیاری از خانوادههای تبریزی تبدیل شده است. کودکانی که امروز پشت پیانو دیجیتال خود مینشینند و اولین قطعات خود را تمرین میکنند، یا بزرگسالانی که برای تحقق رویای دیرینه خود به کلاس آموزش پیانو در تبریز میروند، همگی میراثداران همان رویداد بزرگ فرهنگی هستند.
در پیانو کاپریس، ما افتخار میکنیم که بخشی کوچک از این تاریخ غنی و ادامه دهنده این مسیر هستیم. ما باور داریم که هر خانهای در تبریز شایسته داشتن یک پیانوست. فرقی نمیکند به دنبال پیانو کنسولی برای یک سرمایهگذاری هنری باشید یا به دنبال بهترین پیانو دیجیتال برای شروع یادگیری؛ کارشناسان ما در کنار شما هستند تا شما را در انتخاب سازی که میتواند راوی داستان زندگی شما باشد، راهنمایی کنند.
تاسیس ارکستر رادیو تبریز، بیش از یک رویداد موسیقایی، یک بیانیه فرهنگی بود. بیانیهای که اعلام میکرد تبریز، شهر اولینها، در هنر نیز همگام با جهان پیش میرود. این ارکستر و به خصوص پیانوی شکوهمند آن، نه تنها سلیقه یک نسل را ارتقا داد، بلکه ناخواسته، زمینی حاصلخیز را برای رویش ایدههای انقلابی بعدی فراهم کرد. امروز، هر نتی که از پیانویی در تبریز به گوش میرسد، طنینی از آن روزهای بزرگ و تاریخی را با خود به همراه دارد.
برای تجربه این تاریخ زنده و لمس کلاویههایی که میتوانند صدای شما باشند، از شما دعوت میکنیم به گالری پیانو کاپریس در تبریز سر بزنید یا با ما تماس بگیرید.
ارکستر رادیو تبریز که در دهه ۱۳۲۰ شمسی تاسیس شد، اولین ارکستر بزرگ و رسمی در تاریخ مدرن این شهر بود. اهمیت آن در دو نکته کلیدی است: اول، موسیقی را از محافل خصوصی و اشرافی خارج کرد و از طریق رادیو برای تمام مردم همگانی (دموکراتیزه) کرد. دوم، با استخدام نوازندگان و ارائه حقوق، موسیقی را به یک حرفه رسمی و استاندارد در تبریز تبدیل نمود و بر سلیقه موسیقایی یک نسل کامل تأثیر گذاشت.
پایهی هارمونی: به عنوان ستون فقرات ارکستر، هارمونی و آکوردهای لازم برای حمایت از ملودیهای آذری را فراهم میکرد.
نماد تجدد: حضور یک پیانوی گرند آکوستیک در ارکستر، نمادی از مدرن بودن، علمی بودن و همگام بودن با موسیقی روز دنیا بود.
پل فرهنگی: این ساز به بهترین شکل، مفاهیم موسیقی کلاسیک غربی را با روح موسیقی مقامی آذربایجان پیوند میزد و صدایی جدید و باشکوه خلق میکرد.
ارتباط آنها مستقیم نیست، بلکه «تاریخی» و «مرحلهای» است. تاسیس ارکستر رادیو تبریز و نهادهای مشابه، باعث آموزش و عادیسازی هارمونی غربی و تکنیکهای پیانو در جامعه موسیقی آذربایجان شد. این رویداد، یک بستر و زبان مشترک مدرن ایجاد کرد. واقف مصطفیزاده به عنوان نماینده نسل بعدی، بر روی همین بستر آماده ظهور کرد و با شکستن ساختارهای کلاسیک و تلفیق آن با جاز، مرحله بعدی تکامل این موسیقی را رقم زد. به نوعی، ارکستر یک «زبان استاندارد» ساخت و واقف با آن «شعر» گفت.
این موضوع بستگی به معیار دارد. ورود اولین پیانو به تبریز در دوره قاجار، بزرگترین رویداد از نظر تاریخی و فرهنگی بود، زیرا یک تفکر و دنیای جدید را معرفی کرد. اما تاسیس ارکستر رادیو تبریز، بزرگترین رویداد از نظر تأثیر اجتماعی و رسانهای بود، زیرا موسیقی فاخر و صدای پیانو را برای اولین بار به خانههای تمام مردم برد و آن را به بخشی از زندگی روزمره تبدیل کرد.
رادیو تبریز در سال ۱۳۲۵ شمسی (۱۹۴۶ میلادی) تاسیس شد و ارکستر آن نیز در سالهای اولیه پس از آن شکل گرفت.